كتاب اللام
باب رؤية اللّحية [
b
159 ] اندر ديدن ريش
پسر سيرين گفت ريش خواسته بود ، اگر مرد را خواسته [ بود ] و اگر نبود ، و سايه و حرمت بود و جاه ميان مردم .
اگر بيند كى او را پارهاى ريش بازآمده بود بهرى از خواستهء او بشود .
اگر بيند كى ريش او نيكوتر شده بود او را خواستهاى نيك شود .
اگر امردى ريش برآمده بيند او خواستهاى بيابد و از غم رها گردد .
اگر مرد جوان ريش خود سپيد بيند غم و اندوه بود .
اگر بيند كى ريش او دراز شد چنانك تا نافش برسيد او بر مناره بانگ نماز كند و ديگر گونه شرف و عزّ ياود .
كرمانى گفت اگر ريش چنان سپيد بيند كى هيچ سياهى اندرو نبود اندر ميان مردم بدنام گردد .
اگر بيند كى ريش او دراز گشت فزون ازانك شايد فامى « 1 » بر وى جمع آيد يا غم سخت رسدش .
اگر بيند كى ريش او كم شده بود و سبك گشته و مرورا فام بود ازان فام به در آيد و از غمها آزاد شود .
اگر بيند كى ريش او بسترند از كندن بهتر بود و آسانتر .
اگر بيند كه سر و ريش او به يك جا بستردند و اندر خواب سخنى بود دليل بر نيكى كند . اگر غمناك بود بىغم گردد . اگر فامدار بود فام او توخته شود .
هامش
( 1 ) - اصل : فاى