و برخى گفتند جزؤى است از بيست و چهار جزؤ ،
پسر سيرين گفت اگر خواب جزوى بودى از همه چيزى كه بر روى زمين است پيغامبرى بودى .
و لكن پيغمبر عليه السّلم گفت خواب سه جزو است : جزوى مژده بود از خداى تعالى مؤمن را به رستگارى ، و ديگر آن بود كه ديو مؤمن را ترساند ، و سه ديگر اضغاث احلام گويند .
و ديگر گفت كه خواب از نمايش فريشته است [
a
2 ] و از نمايش ديو ، و هرچه از نمايش ديو بود خداى را بخوانيد تا بدى از شما باز دارد ، و هرچ ار نمايش فريشته بود خداى را سپاس داريد و شكر كنيد .
و پسر عبّاس گويد اندر تفسير اين آيت :
« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها »
« 1 » ، گفت هر نيّتى را سببى هست كه اندرو همىگردد .
و آنكه همىگويد :
« قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ »
« 2 » او را بازگيرد تا آن سبب بريده گردد .
كعب معاويه گفت بدان كه جان من به دست اوست كه هيچكس را نيست بر پشت زمين از خلقان خداى عزّ و جلّ كه او را جان است كه نه جان او از عرش آويخته است !
پس چون خداى خواهد كه آن آفريده سپرى شود بفرمايد تا جان او از عرش بگسلند تا هم چون برگ از درخت بيوفتد و خداوندش بر زمين بميرد .
ديگر گفت كه چون مرد بخسبد جان او از تن برآيد و چون مگس انگبين همى رود تا زبر عرش ، اگر خداى عزّ و جلّ خواهد كه آنكس را بميراند جان او را نفرمايد كه باز تن شود تا آنكس بميرد ، و اگر خواهد كه او را باز جاى فرستد او از آن خواب بيدار گردد .
پسر عبّاس گفت نخست كه پيغامبران را پيغمبرى آمد اندر خوابشان آمد تا دلشان ساكن شود .
هامش
( 1 ) - الزمر / 42
( 2 ) - الزمر / 42