باب اندر خبرها كه از پيغمبر آمده است
گفتند يا رسول اللّه مژدهآوران كدامند ؟
گفت پيغامبرى كه بردارد و مژدهآوران بمانند .
گفتند آن مژدهآوران كدامند و كيانند ؟
گفت آن خواب نيك است كه مؤمن بيند يا از بهر او كسى را نمايند ، و گفت هيچ كس نيست از شما كه اندر خواب چيزى بيند يا از بهر او كسى بيند الّاك اين به دو خواهد رسيدن از نيك و بد .
پيغمبر عليه السّلم چون از نماز بامداد فارغ شدى مردم را گفتى هر كه خوابى ديدست بگويند . ايشان همىگفتندى و پيغامبر عليه السّلم تفسير همىكردى و گفتى هر آن كسى كه بهخوابى نيك نگرود به خداى [
a
1 ] و پيغمبرش نگرويده باشد . و مردى از ياران مردى كه بر طهارت خفته بود از نيكان و خواب نيك بيند دوستتر دارم از آنك هزار دينار به صدقه دهم ، از بهر آنك مژده بود .
و گويند كه پيغمبر عليه السّلم اندر سفرى بود . سه روز او را هيچكس از هيچ خواب نپرسيد . پيغمبر گفت چرا از من خواب نمىپرسيد ؟ گفتند اى پيغمبر خدا ما هيچ خواب نديدم « 1 » . پيغمبر گفت خواب نيك چون ببينيد و ناخنان شما همه چرك گرفته و دراز شده !
و خوابها بسيارست كه خداى تعالى پيغمبر را تعبير آن فرموده است .
باب اندر درست شدن خواب و خطا گشتنش
پرسيدند امير المؤمنين على را ، رضى اللّه عنه ، كه چرا خواب وقتى درست گردد و
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، ظ : نديديم .