باب رؤية الفخذ اندر ديدن ران
ران مرد خويشاوندان بوند و مردمش .
اگر بيند كى ران او ببريدند و ازو جدا گشت او به غربت شود و سفرى كند كى اندرو بيم مرگ بود .
باب رؤية الفحم [
a
146 ] اندر ديدن جزده « 1 »
فحم خواستهاى بود از قبل پادشاهى .
باب رؤية الفرح اندر ديدن شادى
شادى و بازى و لهو اندر خواب غم و اندوه بود .
باب رؤية الفزع اندر ديدن ترس
ترس اندر خواب نيكى باشد كى بياود يا جنگى كى بدان پيروز گردد .
هامش
( 1 ) - در لغت جزده ، چزده ، جز ، چزدره دنبه و گوشت جزغاله شده را گويند