كتاب الفاء
باب [ رؤية ] الفم اندر ديدن دهان
اگر بيند كى دهان بگشاد عزم كارى دارد .
پسر سيرين گفت دهن جايگاه و منزلت اوست و هرچ اندرو بيند از افزونى و كمى [
a
142 ] اندر منزلت او بود .
كرمانى گفت ران « 1 » اندر خواب خويشان مرد باشند . . . . « 2 » كى رانى « 1 » از وى ببريدند چنانك از وى جدا شد او از مردم خويش جدا گردد و به غريبى افتد و مرگ او اندر غربت باشد .
باب رؤية الفصد اندر ديدن رگ زدن
اگر كسى بيند كى او را رگ زدند به پهناى رگ او را خويشاوندى بميرد بر حدّ و منزلت آن رگ ، چى رگ خويشاوندست و بدين و بريدن ( ؟ ) سخنى دليل بر معيشت كند .
اگر بر درازا بيند حزا گشتن ( ؟ ) باشد به زندگانى ، يا سخنى باشد كى بشنود ، يا نمّامى باشد كى پيش او بكنند .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( زبان ؟ )
( 2 ) - دو كلمه محو شده است ( اگر ببيند ؟ ) .