اگر بيند كى وى كلاغى بيافت و خواست كى آن را بدارد آن كارى بود [
b
141 ] باطل كى بر دست گيرد بىآنك وى را ازان نفعى بود .
پس اگر كلاغى بيند اندر سراى يا اندر محلّهاى اندر آن جايگاه مردى بود برين گونه كى ياد كرديم .
و اگر كلاغى بيند كى از بهر وى شكار همىكرد او دروغى و باطلى بگويد و اندر ديدنش هيچ نيكى نيست .
باب رؤية الغزل اندر ديدن ريسمان
گفت زنى اندر خواب ديد كى دوك همىرشت ، تاى سپيد و تائ سياه . پيش پسر سيرين رفت و خواب با او بگفت . پسر سيرين گفت اى زن از خداى بترس و با شوى خويش مرد ديگر هنباز مكن .
باب رؤية الغضب اندر ديدن خشمناكى
اگر بيند كى او خشمناك بودى و خشمناكى او خداى را بود كارى كند كى اندر آن تنگى بود ، و اگر باز جهت اين جهان بود خوارى كرده است بر دين .