تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 293

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٩٣
و اگر اندر خواب بيند كى دو گوسفند نر كشتى گرفتند . . . . . « 1 » آن را بود كى بيفتد - زيرا كى ايشان از يك گوهراند ، و همچنين اگر دو خر باشند يا دو اسپ . پس اگر بيند كى بر گوسفندى نشسته بودى فراخى و نيكى ياود . و اگر بيند كى از گوشت وى فربه و پخته مىخوردى وى را خرمى رسد و فراخى ياود . اگر بيند كى گوسفند كشته و پوست كنده اندر خانه برد اندر آن خانه كسى بميرد ، و اگر گوشت از نيمهء زيرين بود يعنى پاى و ران آن كس كى ميرد از جانب پدرش بود ، و اگر از نيمهء بالا بود از جانب مادرش . و اين همه آنگه كى گوشت تازه بود ، مگر كى طمع بينندهء خواب چنان بود كى هرگاه كى در خواب گوشت بيند به بيدارى نيز گوشت بيند . اگر بيند كى گوشت خام تازه همىزد « 2 » مران كس را به زبان سخن نابايسته گويد . امّا بريان خوردن نيك بود و خداوندش روزى بياود ، لكن اندك مايه غمى بازان باشد - از بهر آنك آتش به دو رسيده است . و از گوشت هرچه فربه‌تر نيكتر . پس اگر بيند كه گوسفند همى چرانيد بر مردى از عرب مهتر گردد . اگر بيند كى آن گوسفندان سپيد باشند آن مردمانى پارسى كه بريشان مهتر گردد .

باب رؤية الغراب اندر ديدن كلاغ

كلاغ مردى بود فاسق و اندر كسب دروغ‌زن . اگر بيند كه با كلاغى جنگ همىكند يا كارى ديگر با مردى هم برين گونه كى ياد كرديم كارزار افتدش .
هامش
( 1 ) - يك كلمه محو شده است ( 2 ) - كذا در اصل ، شايد : پزد
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 293 | فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول