و اگر اندر خواب بيند كى دو گوسفند نر كشتى گرفتند . . . . . « 1 » آن را بود كى بيفتد - زيرا كى ايشان از يك گوهراند ، و همچنين اگر دو خر باشند يا دو اسپ .
پس اگر بيند كى بر گوسفندى نشسته بودى فراخى و نيكى ياود .
و اگر بيند كى از گوشت وى فربه و پخته مىخوردى وى را خرمى رسد و فراخى ياود .
اگر بيند كى گوسفند كشته و پوست كنده اندر خانه برد اندر آن خانه كسى بميرد ، و اگر گوشت از نيمهء زيرين بود يعنى پاى و ران آن كس كى ميرد از جانب پدرش بود ، و اگر از نيمهء بالا بود از جانب مادرش . و اين همه آنگه كى گوشت تازه بود ، مگر كى طمع بينندهء خواب چنان بود كى هرگاه كى در خواب گوشت بيند به بيدارى نيز گوشت بيند .
اگر بيند كى گوشت خام تازه همىزد « 2 » مران كس را به زبان سخن نابايسته گويد .
امّا بريان خوردن نيك بود و خداوندش روزى بياود ، لكن اندك مايه غمى بازان باشد - از بهر آنك آتش به دو رسيده است .
و از گوشت هرچه فربهتر نيكتر .
پس اگر بيند كه گوسفند همى چرانيد بر مردى از عرب مهتر گردد .
اگر بيند كى آن گوسفندان سپيد باشند آن مردمانى پارسى كه بريشان مهتر گردد .
باب رؤية الغراب اندر ديدن كلاغ
كلاغ مردى بود فاسق و اندر كسب دروغزن .
اگر بيند كه با كلاغى جنگ همىكند يا كارى ديگر با مردى هم برين گونه كى ياد كرديم كارزار افتدش .
هامش
( 1 ) - يك كلمه محو شده است
( 2 ) - كذا در اصل ، شايد : پزد