تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 292

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٩٢
اگر مردى بيند كى او را بكشت يا از گوشت وى بخورد تفسير آن آنست كى اندر گوشتها ياد كرديم . اگر بيند كى آن گوسفند را اندر روزگار عيد قربان كشت يسيرى « 1 » به دست او رهائ ياود يا برده آزاد گردد . اگر بيند كى قربان كرد - اگر آزادست بالا گيرد ، و اگر بنده است آزاد شود ، و اگر يسير « 1 » بود رها شود ، و اگر از كارى ترسان بود ايمن شود ، و اگر فام‌دار بود فامش گزارده شود ، و اگر كسى بيند كى حجّ نگزارده بود حجّ كند ، و اگر بيمار بيند شفا ياود . و گفت گوسفند ميش زنى بود شريفه كريمه فراخ دست . اگر بيند كى او را همىدوشيد از چنين زنى خواسته‌اى ياود . اگر بيند كى او را از بهر گوشت بكشت او حاجت خويش از چنين زنى بياود . اگر بيند كه نه از بهر گوشت و خوردن كشت زنى بدين گونه به زنى كند . اگر بيند كى گوسفندى از خانه‌اى گم شد يا بدزديدند آن حالت زن او بود . اگر زنى پيه يا پوست گوسفند ياود از كسى كى او را بدان گوسفند باز خوانند چيزى ياود . اگر بيند كى بره‌اى يافت فرزند خجسته ياود . اگر بيند كى او را بكشت - نه از بهر گوشت - او را پسرى بميرد ، يا ازان كسى از مردم او . اگر بيند كى ازان گوشت همىخورد خواسته اندك مايه بيابد . اگر بيند كى با برگان جنگ همىكند يا به كار داردشان او را غمى رسد . اگر بيند كى با گوسفندى كارزار همىكند با مرد بزرگ كارزار كند و چيرگى آن را بود كى در خواب چيرگى يافت . از بهر آنك از دو گوهراند و حكم اين نه چنان است كى ازان دو كس كى كستى گيرند كى چيرگى « 2 » [
a
141 ] آن را بود كى افتد .
هامش
( 1 ) - يسير - اسير ( 2 ) - اصل : خيرگى
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 292 | فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول