كتاب الغين
باب رؤية الغم
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه غمگين و اندوهگين بودى خرمى و نيكى بود و بركات .
كرمانى گفت اگر بيند كى اندر غمى بودى و از غم بيرون آمدى از غمها رهاى « 1 » ياود .
باب رؤية الغيبوبه اندر ديدن ناپديد شدن
اگر بيند كى اندر زمين ناپديد شد « 2 » اندر طلب كردن اين جهان بود .
اگر بيند كى اندر مغاكى ناپديد گشت برو حيلتى سازند بر آن حدّ كى دورى اين مغاك بود و تنگى و فراخى آن .
اگر خويشتن را در خانهاى يا در زمينى بيند او را اندر [ حضر ] و سفر از درد بيم « 3 » بود .
باب رؤية غلق الباب « 4 » [
a
140 ]
. . . ان زمين و آسمان . . . . . . . . . . . . . . . .
پوشيده و يا غمى كه بيرون آمدنش پديد نبود .
هامش
( 1 ) - ( - رهائى )
( 2 ) - اصل : شد و
( 3 ) - اصل : بم
( 4 ) - از اينجا ورق پاره شده است .