خطرش . و هرچ بيند ازين جنس كه بشكست يا ازو بستد [ ند ] يا به كسى داد يا بفروخت يا گم كرد تباهى « 1 » اندر آن پادشاهى بود . ولك « 2 » كه بدزدند يا بفروشد يا به كسى دهد آسانتر بود ، و تفسيرش آن بود كه آن كار برو دشخوار گردد ، و لكن از وى بنشود .
باب رؤية السّيف اندر ديدن شمشير
پسر سيرين گفت شمشير پسرى بود يا پادشاهئ .
اگر بيند كه شمشيرى از وى بستدند زن وى « 3 » كودكى اندر شكم تباه كند .
اگر بيند كه نيام شمشير او بشكست زنش [
b
114 ] بميرد .
اگر آبستن بود آنك در شكم او بود بماند .
گفت شمشير كشيده كه اندر دست خويش بيند سخن سخت بود كه بگويد .
اگر بيند كه به دو كسى همىزد آن سخنى بود .
پس اگر از جايگاه زدن خون برآيد سخن سختتر بود .
گفت اگر كسى بيند كه او را تيغى دادند پادشاهئ بيابد ، يا فرزندى آيدش نرينه .
اگر كسى بيند كه او را سلاحى دادند چون شمشير يا كارد و آن كس كه توانگر بود توانگريش بيفزايد « 4 » ، و اگر درويش بود توانگر گردد .
اگر زنى بيند كه او را تيغى دادند يا كمانى يا نيزهاى او پسرى بزايد .
گفت اگر مردى ديد كه تيغى داشت و به دو مردم را همى زد بزرگئ بياود .
پيغامبر عليه السّلم اندر خواب ديد كه سوراخى اندر شمشير او بودى . گفت مرا اندر اندام زيانى رسد ، و اين آن بود كه او را دندان بشكستند و رويش افگار كردند .
پس اگر بيند كه او را تيغى اندر نيام بشكست پسرش اندر شكم مادر بميرد .
هامش
( 1 ) - اصل : تباهى بود
( 2 ) - كذا در اصل
( 3 ) - اصل : وء
( 4 ) - بيفزآيد