و همچنين ماهى بزرگ اندر تأويل چون . . . . « 1 » و دو بيند زن باشد ، امّا چون بسيار باشد چندانكه شمار نداند خواستهاى و توانگرئ بود .
اگر ماهى شور بيند او را غمى رسد از قبل بندهاى يا غلامى يا خادمى [
b
112 ] بر آن حدّ كه ازان ماهى بياود و بخورد ، و شور را خرد و بزرگ يكى بود .
اگر كسى بود كه طبع او اندر خوردن ماهى آميخته بود به خلاف اين باشد و اگر چى شور بيند ، و او را خواسته و نيكى بود .
اگر ماهئ را بيند زنده كه اندر جايگاه مجهول همىكردند آن به حالت زنان و خادمان بازگردد ، و ممكن باشد كه ازيشان كار ناباست در وجود آيد .
اگر بيند كه از قضيب او ماهى بيرون آمد او را دخترى آيد .
اگر بيند كه ماهى از دهنش بيرون آمدى و در شكم او مرواريد بودى آن را تفسير از گوهران كنند .
ماهى تازه توانگرى و غنيمت [ بود ] ، و مرواريد همچنين .
باب رؤية السّباحه اندر ديدن شناه كردن
پسر سيرين گفت اگر مردى بيند كه اندر آب افتاد و گاهى شناه مىكرد و گاهى غرق مىشد و گاهى مىطپيد و به همين حال بماند مرده شود اندر بترين حالى . اگر از وى بيرون آمد از همه غم رستگارى ياود .
گفت اگر بيند كه شناه برد و به سلامت از آب بيرون آمد او نيكى ياود .
اگر بيند كه اندر آب صافى روشن شناه كرد پس ازو بيرون آمد او از غم رهايى « 2 » ياود .
اگر بيند كه اندر آبى شناه همىكرد پس ازو بيرون آمد مرورا [
a
113 ] غمى رسد سخت . پس رها شود . گفت آب روان اندر فتنه سختتر بود و آب ايستاده ضعيفتر .
اگر بيند كه اندر رودى شناه همىبرد او به كارى بازداشته بود و بود كه زندانى گردد و اندر آن دير بماند ، و بيرون آمدنش ازان زندان به زودى و ديرى بدان حدّ بود كه ازو تا خشكى .
هامش
( 1 ) - يك كلمه در اصل محو شده است
( 2 ) - اصل : رهاء