پس اگر بيند كه بدان شناه از آب بيرون آمد اندران زندان نماند و رها گردد .
باب رؤية السّفينة اندر ديدن كشتى
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه اندر كشتى نشست و بيرون آمد زندانى گردد و مر او را غمى رسد و غرامتى ، و لكن به عاقبت رها گردد .
و اگر بيند كه اندرو نشست از بلايى « 1 » و غمى و فتنهاى رهايى « 2 » ياود ، چى گفتهاند كه كشتى رها شدن بود از بلا و فتنه .
اگر بيند كه كشتى از دريا برآمد و او را اندر سفر كسى بود از خويشاوندان با متاع و سلامت با او رسد .
اگر بيند كه اندر كشتى نشست و بر سر آب بود و ازان بيرون نيامد آن مرد زندانى گردد يا از بيمارى رهايى « 2 » ياود .
كرمانى گفت اگر كسى بيند كه اندر كشتى يا اندر دريا بود او به پادشاهى پيوسته گردد يا به كسى از نزديكان پادشاه .
گفت كشتى رستگارى است « 3 » [
b
113 ] . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
[ باب رؤية السّرير اندر ديدن تخت ]
نشسته بودى سفرى بكند .
اگر بيند كه بر تخت خفته بودى بر بستر پادشاهئ بياود ، و لكن اندر كار دين سستى كند ، از بهر آنك خواب غفلت بود بدين جايگاه ، و جايگاهى كه ترى بود در خواب شدن ايمن گشتن بود و رستگارى .
اگر بيند كه بر تختى بودى پادشاهى بياود ، يا از پسر عمّ خويش كارى كه او را اندر آن نفعى بود .
هامش
( 1 ) - اصل : بلاء
( 2 ) - اصل : رهاء
( 3 ) - دو ورق ظاهرا افتادگى دارد .