باب رؤية السّاطور اندر ديدن ساطور
ساطور مردى بود شجاع كه جداى كند ميان كارها [ ى ] خوار و دشخوار .
باب رؤية السّفط اندر ديدن سفط
سفط زنى بود كه سرّ مردم نگاه دارد .
باب رؤية السّاعد اندر ديدن بازو
ساعدين دوستان بوند و خويشان و همبازان كه او را ازيشان نفع بود و بريشان توكّل كند .
باب رؤية السّرّة اندر ديدن ناف
ناف زن مرد بود و كنيزكان كه زير دست او بوند .
* * *