اگر بيند كه در زمينى يا در سراى ازان او آسيا همىكردند آن افزونى بود او را از شهر خويش ، و از پيشه و از كار خويش نيكى ياود .
پسر سيرين گفت و كرمانى كه اگر گردش آسيا برسان ديگر بيند آن جمله جنگ و كارزار و خلاف بود بر آن جايگاه بر حدّ قوّت « 1 » آسيا . [
a
106 ]
اگر بيند كه آسيا مىگردد بىآنك اندرو بارى بود يمكن كه بيننده را سفرى پيش آيد و ايمنى .
اگر بيند كه آسيا را بار سنگ بود يا آهن يا چيزى بجز طعام آن دليل كارزار و جنگ بود .
باب رؤية الرّمان و شجره اندر ديدن نار و درختش
درخت نار زنى بود خوب روى پاكيزه كه شوى بر وى عاشق بود .
كرمانى گفت درخت نار مردى بود پاكيزه و نيكو ، و بود كه زنى بود و با او خواستهء بسيار باشد - اگر نار شيرين بود ، و بود كه زمينى بود آبادان و يا ناحيتى و باغى و بستانى آبادان كه خداوند خواب بياود .
نار ترش غمى بود و اندوهى آن را كه مىبيند كه خورد .
و نارى كه نداند كه ترش است يا شيرين آن را تأويل به شيرين بايد كردن ، مگر اندر آن خواب سخنى بود كه به ترشى كشد دليل آن .
پسر سيرين گفت اگر ترش بود هيچ خير اندرو نبود .
گفت اگر بيند كه نارى اندر دست داشت نيكو او را پسرى آيد .
اگر بيند كه از وى همىخورد نيكى بسيار ياود .
اگر بيند كه تمام بخورد او را آرزوى سپرى شده است .
هامش
( 1 ) - اصل : قوة