اگر بيند كه نارى داشت و گم كرد او را زنش بميرد .
گفت نار روزئ است گردآورده از قبل زنى از درمى تا صد - تا هزار - تا صد هزار بر قدر مايهء مرد .
ديگرى گويد كه [
a
107 ] نار بدرهاى بود .
ديگر گويد كه نار اقليمى بود .
باب رؤية الرّوضه اندر ديدن مرغزارها
مرغزارى كه آن را گوهر پديدار نبود مسلمانى و دين بود . پس هرك آن بيابد يا ببيند كه اندرو نشسته بودى او را از دين چندان نصيب بود و زمينى را كه برو چيرگى سبزى را بود همين تأويل باشد .
اگر چراگاهى بود كه [ اندر ] آن هرگونه گياه بيند آن نيكى و خواسته بود همه مردم را .
باب رؤية الرّدا
كرمانى گفت ردا دين مرد بود .
پسر سيرين گفت مردى كه اندر خواب بيند كه ردا از دوش او ببردند و اندر خون افتاد كه حذر كن كه دين از تو جدا شود و اندر گناهى افتى .
و ديگران گفتهاند كه هرك بيند كه همىرفتى بىردا او را دين تمام نبود .
پسر سيرين گفت ردا دين و آب مرد بود اندر ميان مردمان .
پس اگر بيند كه رداى او بيفتاد يا از وى بستدند يا بدزديدند يا بسوخت او را دين بشود .