اگر ايشان را كه به سباق تير همىانداخت [
a
108 ] شناسد از ايشان نيكى بياود ، و آن را بهتر بود كه سباق از وى ببرند .
و اگر بيند كه مردى به سباق منجنيق همىانداخت ميان او [ و ] مردى جنگ افتد .
اگر بيند كه به نشانه سنگ همىانداخت اندر وى طعنه زنند .
باب رؤية الرّماد اندر ديدن خاكستر
دانيال « 1 » گفت اگر كسى بيند كه خاكستر يافت زنى بكند كه اندرو نيكى بود .
گفت خاكستر فحم خواستهاى بود بىنيكى ، از بهر آنك سوختهء دوبارست و يافتنش از پادشاه بود .
و گفت اگر بيند كه خاكستر يافت يا همىبرد يا گرد همىكرد سخن باطل بر - دست گيرد .
باب رؤية الرّصاص اندر ديدن ارزيز
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه ارزيز يافت چند پاره گردآورده او نيكئ ازين جهان بياود - اگر نه كار كرده باشد ، و اگر كار كرده بود خدّام و كاركنان باشند .
هامش
( 1 ) - اصل : دنيال