اگر سر مردان بيند اندر شهرى يا اندر محلّهاى يا اندر خانه يا به در سر [ اى ] آن مهتران و رييسان باشند كه اندر خانه شوند .
اگر سر مردمان بيند كه خام همىخورد آن مرد نام مهتران برد به بدى .
اگر بيند كه بريان كرده همىخورد يا كسى را همىداد يا از موى يا از استخوان او بيافت او خواستهء بزرگى و مهترى بياود .
اگر بيند كه سر چهارپايان و دزدان « 1 » و درندگان همىخورد او [
a
105 ] خواستهاى بياود ، و لكن نه چون سر مردم بود به شرف . و لكن خواستهاى بود حلال .
اگر بيند كه سر مردم پير در دست دارد يا با خويشتن مىبرد يا از بهر خود پنهان كردست او را برادرى يا پسرى آيد .
اگر بيند كه سر مردم همىخورد پادشاهئ بياود ، اگر سزاى پادشاهى بود . پس اگر نبود خواستهء آن كس كه خورد سرش را بياود .
باب رؤية الرّيان اندر ديدن ريان
ريان سيرى از آب بود . سيرابى صلاح بود اندر دين خداوندش .
باب رؤية الرّكبه اندر ديدن زانو
[ زانو ] جايگاه رنج بردن مردست اندر طلب روزى .
هرچ اندرو بينى از كمى و افزونى اندر كار و پيشهء مرد بود .
اگر مردى بر زانوى خويش بيشى بيند زنى بكند ، و اگر زنى بيند شوى كند .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، « ددان » مناسب مقام است .