باب رؤية الرّحاء
كرمانى گفت اگر كسى بيند كه او را آسيابى « 1 » بودى و به دو گندم آس « 1 » مىكردى او نيكى بياود از دسترنج كسى ديگر ، و آن نيكى تا آن حدّ بود كه قوّت « 2 » آن آسيا .
اگر بيند كه آن آسيا كسى ديگر را بود آن نيكى خداوندش را بود .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند [
a
106 ] كه سنگ آسياش بشكست او بميرد يا خانهش « 3 » ويران شود يا خواستهش « 3 » بشود .
كرمانى گفت اگر بيند كه سنگ آسيا سوده شد و كارى همىنكرد تباهى كار خداوند آسيا بود .
اگر بيند كه سنگ او بدزديدند كار و پيشه از دست او بشود يا هلاك گردد .
اگر بيند كه سنگ آن بفروخت يا به كسى داد همين حكم باشد .
اگر بيند كه سنگ آسيا برداشت و همىبخواهد كه كارى كند او دست از بازرگانى باز دارد و زاهد گردد .
پس اگر بيند كه او را آسياى بودى و كنجد آس كردى آن غمى و اندوهى بود .
ديگرى گفت آسياى كنجد سخت نيك بود .
امّا آسياى كوچك كه به خانها گردانند غم و اندوه باشد . هيچ نيكى اندر آن نباشد .
اگر بيند كه آسيا او آرد مىكند خواستهاى بياود .
اگر بيند كه آسيا را خر مىگرداند نيك بود و توانگريش بيفزايد .
و گردش آسيا اگر به اشتر يا به استر يا به خر [ بود ] هيج زيان ندارد ، و لكن قوّت « 2 » نيكى آن را زيادت باشد كه به آب گردد .
هامش
( 1 ) - در اكثر موارد بودن « مد » تحرير شده
( 2 ) - اصل : قوة
( 3 ) - كذا بدون الف در اصل