تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 206

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٠٦

باب رؤية الرّأس اندر ديدن سر

كرمانى گفت اگر كسى بيند كه موى سرش دراز بودى و خداوند خواب كسى بود كه سلاح پوشد او را آن موى زينت بود ، و الّا او را غمى رسد . پس اگر بيند كه سر موى خويش بگرفت و خداوند سلاح بود او را نقصانى باشد ، مگر كه خداوند سلاح نبود كه او را كم شدن موى كم شدن غم و اندوه بود . گفت سر مرد اندر تأويل مهترى بود كه بالاى او باشد . اگر [
b
104 ] مردى بيند كه قفا همىسترد او را فامى گزارده شود . پسر سيرين گفت سر در پيش او بود چون پدر و مادر و برادر مهتر و عمّ يا خداوندگار . اگر بيند كه سرش از تن جدا « 1 » شد يا جدا كردند از كسى ازينان [ كه ] ياد كرديم جدا شود . پس اگر بيند كه سرش از تن ببريده بودندى و او آن سر برگرفته و به جاى خويش باز نهاده و درست شده و برپاى خاسته اندر راه خداى عزّ و جلّ كشته گردد و نزديك خداى زنده . اگر بيند كه همىرود و سر بر اندام « 2 » وى نبود او خليفتى بيابد و هيچ‌كس را به مهترى خويش نپسندد مگر خداى را عزّ و جلّ . اگر بيند كه سر از تن او جدا شد بىآنك او را گردن بزدند و او غمناك نبود از مهتر خويش جدا گردد . اگر بيند كه سرى ازان مرده اندر خانهء خويش برد آن مهتران و رييسان باشد كه اندر آن خانه شوند .
هامش
( 1 ) - اصل : جزا . ( 2 ) - اصل : آندام