بر آن حدّ كه باد او را از زمين برداشته بودى .
پس اگر بادى بيند كه اندرو تاريكى و گرد بود آن غمى بود و اندوهى سخت ، و كار او ناپديد بود .
باب رؤية الرّجل و نعته اندر ديدن مرد پير و جوان
كرمانى گفت اگر مرد جوان را اندر خواب بيند پيرى را كه نشناسد آن بخت او بود ، و ساختن بخت با او تا آن حدّ بود كه آن پير را بيند كه با او گستاخ باشد .
پس اگر اندر ريش وى سياهى بود [
a
104 ] يا در اندامش او را بخت قوىتر بود . پس اگر هيچ سياهى با او نبود بخت او ضعيف باشد .
دانيال گفت اگر مردى اندر سر خود سپيدى بيند او را جاه اندر دين زيادت « 1 » گردد .
اگر مردى پير بيند كه سپيدى اندر سر و ريش او بيشتر شده باشد از آنچ بود او را غمى رسد و خواسته از وى بشود .
اگر مردى برنا بيند كه سپيدى اندر سر او آمده بودى خواستهء او كم گردد و دينش بيفزايد .
پسر سيرين گفت اگر بيند كه از مرد پير چيزى بستد او نيكئ بزرگ بياود .
گفت اگر پيرى بيند كه برنا گشته بودى نه نيك بود .
اگر برناى « 2 » بيند كه پير گشته بودى يا كهل او را اندر دين نيك و سايه « 3 » افزون شود .
هامش
( 1 ) - اصل : زيادة
( 2 ) - ( - برنائى )
( 3 ) - كذا در اصل ( ؟ )