اگر بيند كه دسته چوب دارد و همىشمرد و چهل و چند چوب برمىآيد به شمار او مردى بود كه عمر وى چهل و چند سال ماند .
باب رؤية الخضر اندر ديدن سبزى
پسر سيرين گفت سبزى سخن و حديث نيكو بود ، و هر سبزى كه بيند و هر جايگاه كه چرا كنند روزى بود .
كرمانى گفت كشتزارها فراخى و نيكى بود اندر سختى و دشخوارى .
باب رؤية الخبز اندر ديدن نان
پسر سيرين گفت نان ميراثى بود كه زود به دو رسد .
اگر بيند كه كم شد [
b
88 ] مرگ زن بود .
نان روزى بود آن كس را كه بيافت .
دانيال گفت اگر كسى بيند كه نان همىخريد خواستهاى بياود .
اگر بيند كه از نانواى يا آرد فروشى طامى « 1 » خريد از جو يا از گندم خواستهاى بياود ، و اين گفتار پسر سيرين است .
دانيال گفت اگر كسى بيند كه نانى بيافت او هزار درم بياود .
و هر جايگاهى كه نان بينى خواسته بود .
اگر بيند كه از نانباى نان خريد يا اندر خانهء او نان بود او نيكى و بركاتى بياود .
اگر بيند كه نان همىخورد روزى بود كه به دو رسد .
اگر بيند كه نان همىبخشيد مردم را سال بر نيكى و فراخى بود .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل