باب رؤية الختن اندر ديدن داماد
كرمانى گفت اگر كسى بيند كه او دامادست و زن را كه به دو دادند نبيند و نه او را شناسد و نه نام و نسبش ، جر آنك گويند تو دامادى دليل مرگ بود .
اگر بيند كه داماد بودى و زن را ديد و يا شناخت و يا نام زنش به دو گفتند يا نسبش او پادشاهى بياود ، و آن يافتن بر آن حدّ بود كه نيكوى و جمال زن ، يا بر آن حدّ كه نامش و نسب و شرفش .
و اگر در خانهء او دامادى بود بميرد ، اگر نه از سرايش ديگرى .
باب رؤية الخراب اندر ديدن بيرانى
اگر بيند كه ايوانش بيران شد يا ستونى از ستونها بيفتاد آن حال زنان و خادمان بود .
كرمانى گفت اگر بيند كه ديوارى از سرايهاى كه بدين جهان باز خوانند بيفتاد يا طاقى يا ستونى يا خانهاى يا شرفى از بيرون يا درون ، يا چوبى بشكست يا بكند يا بسوخت آن مصيبتى بود [
a
86 ] اندر مردمان سراى .
پسر سيرين گفت اگر بيند كه خانهء او بيران بودى او را دين تباه شود .
اگر بيند كه او را ديوارهاى سراى بيران شد مرگ او بود .
كرمانى گفت هر بيرانى كه اندر خانه و سراى بيند گمراهى بود .
اگر خويشتن را اندر بيرانهاى بيند كه بنشست او گمراه است و مرورا جامه و تجمّل نيكو بود و دليلهاى كه به صلاح اين جهان بازگردد .
پس اگر بيند كه از سراى او جايگاهى بيران گشت كان « 1 » از كردار مردمان بود او را مصيبتى رسد .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( - كه آن )