تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 171

مساهمون:

صخوابگزارى ١٧١
پس اگر رودى « 1 » بيند از خمر كه او را بود مرد را فتنه رسد ازين جهان . اگر بيند كه اندران رود شد يا به گونه اندرو آميخت او را فتنه رسد .

باب رؤية الخوخ اندر ديدن شفتالوا « 2 » و زردآلو

بيمارى بود ، و درختشان مردى بود . اگر بيند كه شفتالوا « 2 » همى خورد خواسته‌اى بياود .
باب رؤية الخلاف [
a
88 ] اندر ديدن بيد بيد مردى گنده پير [ بود ، ] از بهر آن‌كه از پير فرزند نيايد و بيد را بار نباشد . از مرد پير پند و خرد و نفع بود و از درخت بيد سايه و آسايش . پسر سيرين گفت بيد زنى بود خوب روى كه مرورا خواسته نبود .

باب رؤية الخشب اندر ديدن چوب

چوب نفاق بود اندر دين ، يا مردمانى باشند كه ايشان منافق باشند . پسر سيرين گفت اگر مردى بيند كه به چوبى فرو ايستاد يا بر وى نشست يا اندر دست دارد او به مرد منافق پيوسته شود .
هامش
( 1 ) - اصل : روزى ( 2 ) - كذا در اصل در هردو مورد با الف