پس اگر بيند كه رنگ بگرفت هم پوشيده شود .
اگر بيند كه دست و پاى را رنگ همى كرد آرايش را - او را آن آرايش خواسته بود ، يا آراستن فرزند و برادر ، آرايشى كه نه آرايش دين بود . و ليكن از وى خرّمى بيند و بر دين بغيت كرده بود .
پس اگر بيند كه نه بر آن حال آرايش همى خواهد و نيّت او چيزى ديگر بود او را حالتهاى پوشيده بود و اندرو خرّمى و شادى بيند . و لكن . . . . « 1 » حال بر دين بغيت كرده باشد .
اگر بيند كه هردو دستش زرد گشته بودى از رنگ حنى اندران مصيبتى نمايد .
اگر حنى بر دست و پاى زنان ازان حدّ كه جاى رنگ بود برگذرد او را بيمى رسد سخت و هول عظيم كه نزديك هلاك رسد . پس رها شود .
باب رؤية الخدّ اندر ديدن گونهگاه
كرمانى گفت گونگاه [
a
86 ] مردم و جايگاه ريش و خدّها همه تاختن و طلب كردن روزى بود ، و هرچ اندرو بينى از زشتى و نيكوى همه اندر روزى او بود .
باب رؤية الخلال اندر ديدن خلال كردن
خلال كردن نه نيك بود ، از بهر آنكه همچون جاروست مرد و زن را .
* * *
هامش
( 1 ) - سائيده و محو شده است .