كتاب الخا
باب رؤية الخصى اندر ديدن خادم
اگر مردى خادمى را بيند مجهول كه مرورا نام و ديدار خوب بود و سخن او موافق نيكى نيكوئى خداوند خواب بود .
كرمانى گفت اگر كسى خادم نيكو روى مجهول بيند كه سخن او موافق حكمت باشد آن فريشتهاى بود از فريشتگان خداى ، از بهر آنك فريشتگان را شهوت مردان نبود .
و اگر خادم معروف بود و شناسد تعبير او جزين باشد .
باب رؤية الخضاب اندر ديدن خضاب كردن
اگر بيند كه موى را [
b
85 ] خضاب كردى و رنگ اندر نگرفت او كار پنهان « 1 » كند كه نهان نماند و بر مردم آشكارا گردد .
پس اگر بيند كه رنگ . . . . . « 2 » خداى عزّ و جلّ آن كار وى بپوشد چنانك كام دل او بود ، و اين آن كس را بود كه خود در بيدارى نيز اين كار كند و از آن رنگ به كار برد كه عرف و عادت است .
پس اگر رنگى كند كه مردم به كار ندارند چون كل . . گ . . ج « 2 » و چيزى كه بدين مانند بود او كارى از مردم بپوشد به چيزى كه محال بود .
هامش
( 1 ) - شايد : به نهان
( 2 ) - سائيده و محو شده است .