تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 160

مساهمون:

صخوابگزارى ١٦٠
آهنگر و قوّتش بر كاركردن ، از بهر آن قوّت كه اندر آهن است و نفع مردم كه اندر وى است و پادشاهى و كارزار بدان باز بسته و آلات آن ازان سازند و مردم را ازان ناگزيرست . پس اگر بيند كه آهن اندر دست او نرم است ، چنانك اگر خواهد سلاح كند [
b
82 ] و اگر خواهد چيزى ديگر پادشاهى عظيم بود يا مانند پادشاهى .

باب رؤية الحائك اندر ديدن جولاه

جولاه مردى بود كه سفر بسيار كند ، و بود كه جامه بافتن كارى بود چون جنگ كردن . پس اگر بيند كه جامه‌اى فرو برّيد آن كار و آن جنگ فرو بريده شود . و همچنان اگر بيند كه رسنى همىتافت يا رشته‌اى او سفرى كند . و هرچ بدين ماند سفر بود .

باب رؤية الحطّاب اندر ديدن هيزم فروش

گفت هيزم‌فروش كسى بود كه سخن‌چينى كند و همواره اندر جنگ و آشوب بود و هيچ نيكى اندر وى نبود . و كمان‌گر و تيرتراش و نيزه‌كن « 1 » چون پادشاه باشد كه بر دست ديگران باشد .
هامش
( 1 ) - در اصل علامت همزه بالاى كاف دارد . نيزه‌گر هم مناسب مىنمايد .