پس اگر مار سپيد بود و كوچك و مرورا مطيع آن بخت مرد بود ، و اگر به اطاعت نبود دشمنى بود كه از مار سياه قوىتر .
اگر مارى داشت نرم و طاعتدار گنجى از گنجهاى پادشاهان بياود .
پس اگر چندان مار بيند كه همىآيد و همىشود كه ميان ايشان هيچچيز نرود آن دشمنان بوند بر آن گونه كه هيچ زيان نكنند .
اگر اندر ميان سطبرى بود آن مهتر دشمنان بود .
اگر بيند كه مار را سرون بود يا دندانهاى بيرون داشته يا سلاح زيادت آن زيادتى بود اندر قوّت دشمن .
اگر بيند مار را پايها بود آن سخنى بود اندر دشمن .
اگر از ديدنش همىترسد [
a
82 ] او از دشمن ترسى ببرد كه مرورا چندان زيان دارد كه از ترسيدن آن مار داشت . و هركسى كه از كسى ترسد و آن كس را مىبيند آن ترس او را آمن باشد . اگر آن كس را بديد و به دو رسيد مرورا بدى رسد .
اگر بيند كه از كسى بگريخت و آن كس او را درنيافت پيروزى يافتن آن گريخته را بود بر دشمن . پس اگر او را همىديد او را ازان كس غمى رسد .
اگر بيند كه مارى از زير وى بيرون آمد يا از گوشش يا از شكم اندر ميان عيالش دشمنى بود كزيشان بيرون شود .
اگر مارى اندر خانه بيند آن دشمن بود از زنان يا نزديكان .
پسر سيرين گفت اگر مارى را بينى دهن باز كرده از دشمن بر حذر باش كه آن دشمن است .
باب رؤية الحدّاد اندر ديدن آهنگر
كرمانى گفت آهنگر مجهول اندر تأويل پادشاه بود عظيم يا ملكى بر حدّ و خطر