تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 158

مساهمون:

صخوابگزارى ١٥٨
بود اندر ميان ماران و بزرگيش و ديدارش و زشتى . پس اگر بيند كه با مارى جنگ كرد او را با دشمن چنان جنگ افتد . اگر بر مار پيروزى ياود « 1 » بر دشمن پيروزى ياود ، و اگر مار چيره گردد آن دشمن چيره گردد . اگر بيند كه مارى مرورا بزد از دشمنى به وى بدى رسد . اگر بيند كه مار را بكشت او بر دشمن چيره گردد . اگر بيند كه از گوشت مار همىخورد خواستهء دشمن بياود و خرمى . اگر بيند كه از نيمهء كمتر ازو ببريد يا بيشتر بر آن حدّ [ خواسته ] از دشمن بياود . اگر بيند كه مار را بگرفت بر دشمن پيروز گردد ، و بود كه خواستهء او بياود . اگر بيند كه مار با وى همىگفت نرم و لطيف خرّمى بياود و نيكى كه مردم اندرو خيره بماند . و همچنين هر چيزى كه بينى كه سخن همىگفت كه ازو سخن گفتن نيايد . پس اگر آن سخن گفتن وى ترسانيدن بود يا خشم يا بغى آن بغيت [
a
81 ] به دشمنى بازگردد ، مگر كه اين خواب در كارزار بيند يا زدن شمشير و آنچ بدين ماند از كشتن و اندامى بريدن . و امّا كارزار با ماران كارزار دشمن بود و چيرگى آن را بود كه در خواب چيره و پيروز گردد . و اگر مار مرده را بيند كار دشمن بود كه خداى تعالى بر وى آسان گرداند . پس اگر كشتهء او بود بر دشمن پيروزى ياود . اگر بيند كه مارى داشت و آن مار مرورا طاعت‌دار بود و از وى ترسيد پادشاهى بيابد . پس اگر آن مار زرّين بود و بر وى « 2 » صورتى بود آن كار بود عجب كه بيابد .
هامش
( 1 ) - اصل : و بر ( 2 ) - اصل : بروء