داشتم و هيچ اندران نبود . گفت با مردمانى درآميزى كه هيچ علم ندارند .
باب رؤية الجزام اندر ديدن جزام و كلى ، نعوذ باللّه
جزام و كلى خواستهاى بود بسيار و فزون و شريف و پاينده .
گفت اگر كسى بيند كه بر تن او كلى است او را غمى رسد .
اگر بيند كه گوشت كلى همىخورد [
a
67 ] او خواستهاى بيابد حرام .
باب رؤية الجنون اندر ديدن ديوانگى
ديوانگى خواسته بود كه خداوندش بيابد ، بر آن قوّت كه ديوانگى بود ، و لكن نه چنان هزينه كند كه به كار آيد .
ديگرى گفت اگر كسى بيند كه ديوانه گشت تفسير آن بود كه خواسته بيابد و بر مردم پراگنده كند .
اگر مردى بيند كه ديوانه شدست او را دوستى و معشوقهاى بود نهانى .
باب رؤية الجنب اندر ديدن پهلو
كرمانى گفت پهلو اندر خواب زن تأويل كنند ، و هرچ اندرو بينى تأويل آن به زن بازگردد .
* * *