و به زمينى بود كه شايد كه برف بارد . چون چنين بود برف فراخى باشد مردمان آن جايگاه را [ و ] نعمت بسيار ، مگر كه سخت بسيار بود .
باب رؤية الثّمار اندر ديدن ميوه
كرمانى و پسر سيرين گفتند ميوها بسيارست و بيشتر تفسيرش به رنگ است .
هرچ ازو زردتر است بيمارى بود آن را كه خورد ، اگر نخورد زيان ندارد .
و هر ميوه كه سبز بود [
b
63 ] و كسى بيند كه ازو مىخورد آن تندرستى و صلاح دين بود .
و اگر ترش بود و همىخورد غمى بود سبك كه به دو رسد .
امّا چون سبز بود هيچ باكى نبود .
و اگر باز آن سخنى بود كه دليل بر نيكى كند پيشتر از وقت به دو رسد ، چنانك ياد كرديم .
و اگر جز برين گونه بود آن روزى حرام باشد و بيشتر ازان به دو رسد كه اوميد همىداشت .
و گفت هر ميوه كه شيرين بود جزين كه ياد كرديم اگرچه زرد بود باكى نبود و چون بهوقت بود اگر ترش باشد و نارسيده ، و امّا نه كه منفعت مردم بود مگر انگور سياه و انجير كه هيچوقت خوردن او نيكى نبود .
و اگر بيند كه ميوهء چند بيافت او را زيانى ندارد .
پس اگر گمان او چنان بود كه آن ميوهء بهشت است آن علم دين بود بىآنك اندرو شكّى باشد .
* * *