كتاب الثاء
باب رؤية الثدى اندر ديدن پستان
پستان اندر خواب دختر بود ، و هرچ اندرو بينى از نيكويى اندر حال دختر بود .
پسر سيرين گفت [
a
63 ] پستانها دو پسر بود يا دو انبار يا دو بنده .
اگر مردى بيند كزو شير همى آمد كار جهان بود كه بر وى فرو آيد ، و هم برين گونه بود اگر زن بيند .
پس اگر آن شير كز وى همى آمد كسى همىخورد چنانك كودك از مادر او را به زندان باز دارند و در بر وى فرو بندند . و هردو كس را نيك نبود ، نه آن را كه شير همىداد و نه آن را كه شير همىخورد .
باب رؤية الثّلج اندر ديدن برف
پسر سيرين گفت اگر بيند كه اندر تابستان جاى برف همىبارد آمدن پادشاه باشد بدان جايگاه .
پس اگر برف بسيار بود با او لشكر بسيار باشد و بودنش بر آن زمين بسيار بود .
و اگر برف بسيار نبود سپاه اندكى باشد و بد [ ا ] نجاى درنگ كم كند ، و بود كه نيكى بدان زمين رسد .
كرمانى گفت برف و سرما عذاب بود مگر كه اندك بود و به وقت خويش بود