تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 97

مساهمون:

صخوابگزارى ٩٧
بودند و آنك مانده بود برگ همىريختند او را غمى و اندوهى رسد . هر « 1 » كه بيند كه او را بستان آبادان بودى كه آبى اندرو همىآمدى روان يا نه او را به خويشتن شناسند ، او شهادت ياود و اندر بهشت رود .

باب رؤية البطّيخ اندر ديدن خربزه

اگر بيند كه خربزه همىخورد به وقت ميوه يا بىوقت بيمارى بود ، و لكن بىوقت سخت‌تر بود - خاصّه كه خربزه رسيده بود . پس اگر بيند كه نارسيده بود نيك بود و روزى بود كه « 2 » بيابد . اگر بيند كه خربزه همىكشت او را پسرى آيد .

باب رؤية البقل اندر ديدن ترّه

پسر سيرين گفت ترّه روزى بود امّا اندك . ديدنش به تابستان و زمستان يكى باشد . كرمانى گفت ترّه‌اى كه آن را اصل نشناسى همه غم و اندوه بود .

باب رؤية الباقلى اندر ديدن باقلى

باقلى غم و اندوه بود . [
b
52 ]
هامش
( 1 ) - اصل : جز ( 2 ) - اصل : كهء
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 97 | فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول