تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 96

مساهمون:

صخوابگزارى ٩٦
اگر بيند كه از دريا آب برمىكشيد و اندر چيزى همىكرد او خواسته‌اى از پادشاهى بيابد .

باب رؤية البسر اندر ديدن خارك خرما

پسر سيرين گفت اگر بيند كه بسر همىخورد روزىء بود كه زود به دو رسد ، و لكن اندكى بود . و رطب روزىء بود زيادت ترا از بسر و پاك‌تر . و خرماى رسيده روزى بود فراخ‌تر ازين هردو و زودتر به دو رسد .

باب رؤية البندق اندر ديدن بندق و فستق

مردى بود كه وى را خواسته بود ، و مرد او نرم‌تر « 1 » از مرد درخت گوز . پسر سيرين گفت فستق مردى بود كه قضيب او بىكار و سست بود .

باب رؤية البستان اندر ديدن بستان

اگر كسى بيند كه اندر بستان شد و درو درختها بود سبز او را حال نيكو شود و غم از وى برود . گفت [
a
52 ] اگر بيند كه اندر بستانى شد كه برو درختها بود و آن را نشناخت و اندران روزگار بود كه درختان برگ همىريختند و ديد كه درختان همه برهنه گشته
هامش
( 1 ) - اصل : ترتو .