كتاب الباء
باب رؤية البصاق اندر ديدن خيو
خيو سخنى باشد زشت . اگر بيند كه خيو از دهن بيفگند از غمى رها شود .
باب رؤية البحح « 1 » اندر ديدن گنگى
اگر كسى بيند كه او گنگ بودى او كافر است ، و كرّى « 2 » را همين تأويل است .
كرمانى گفت هيچ خيرى و نيكىء اندر مردى نبود كه بيند كه گنگ بودى ، از بهر آنك تباهى دين بود .
باب رؤية البطن اندر ديدن شكم
پسر سيرين گفت شكم كيسهء مرد بود . اگر بيند كه شكم او كوچك است از آن كمتر كه دارد او را خواسته كم گردد يا فرزند يا اهل بيت .
اگر بيند كه شكم او تهى گشته است بىآنك از ديگر اندامهاى او چيزى كم شدست خواستهء او كم شود يا فرزند و اين [
a
48 ] آنگاه بود كه تهى گشتن آن نه از گرسنگى بود .
هامش
( 1 ) - بحّ بمعنى گران آواز شدن ( مقدمة الادب )
( 2 ) - كذا در اصل با تشديد