كنند بر وى و سخن گست شنود . اگر طعام تلخى خورد درويش گردد ، و اگر طعام گنديده خورد همچنين .
باب رؤية الاسطام [
a
47 ]
إسطام « 1 » مردى بود كه او را اندر كار پادشاه ترس بود ، و بود كه بيم خاندان بود .
باب رؤية الاجام « 2 » اندر ديدن استونه « 3 »
استونه « 3 » زنى بود كه غمگنان را برهاند و قومى بر دست او توبه كنند .
باب رؤية الانجلة « 4 »
انجلة دشمنى بود دون سخت طعنه .
باب رؤية الالية اندر ديدن دنبه
گفت دنبه بدرهء درم بود ، و بود كه خواستهء مردى بود يا خواستهء زنى .
* * *
هامش
( 1 ) - اسطام كفچهء آتش ( مقدمة الادب )
( 2 ) - اجام بمعنى نى ، نيهاست .
( 3 ) - استوم نوعى از نى است ( فرهنگ نفيسى ) ، اما « استونه » را ندارد .
( 4 ) - كذا در اصل .