اگر بيند كه بر دست خود بول كردى كارى كند كه او را پشيمانى آيد .
باب رؤية الابرص اندر ديدن پيسى
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه بر تن او پيسى است او را غمى رسد .
اگر بيند كه گوشت پيسى همىخورد او خواستهاى بيابد كه اصل آن حرام بود .
پسر سيرين گفت پيسى خواستهاى بود پوشيده كه خداوندش بيابد .
باب رؤية البئر « 1 » اندر ديدن چاه آب
پسر سيرين گفت اگر بيند كه از چاهى آب همىكشيد از حيلتى خواستهاى بيابد .
اگر بيند كه آن آب كه همىبركشد اندر جايگاهى همىنكرد آن خواسته بر وى ناپاىدار بود و زود بشود .
دانيال گفت اگر كسى بيند كه او چاهى همىكند او با زنى حيلتى سازد .
پسر عباس گفت چاه زنى بود . پس اگر اندر چاه آب نبود آن زنى بود كه اندرو هيچ خيرى نباشد .
اگر بيند كه كاريزى بكند و آب بيابد خواستهاى از قبل زنان بياود .
اگر بيند كه چاهى بيران « 2 » گشت مرگ زن او بود .
اگر بيند كه اندر چاهى افتاد وى را غمى رسد يا زندانى .
* * *
هامش
( 1 ) - اصل : البير
( 2 ) - ( - ويران ) .