باب رؤية البنا اندر ديدن بنا كردن
كرمانى گفت بنياد نو نيكى بود ازين جهان بدان حدّ كه آن آبادانى [
a
49 ] و بنياد بود .
دانيال گفت بنياد هرچ از گل و خشت بود كار بهشتيان باشد .
اگر بيند كه بنيادى از گل و خشت همىكند آن يافتن آن جهان بود و نعمتى از حلال درين جهان .
اگر بيند كه اندر خانهاى شد كه بنياد آن از گل بودى كارى كند نيك يا زنى بكند .
دانيال گفت بنياد از گرچ و آجرّ « 1 » و جارو « 2 » كردار دوزخيان است .
پسر سيرين گفت بنيادى كه از گل و خشت كرده و كهن شده بينند دوست دارم .
كرمانى گفت اگر بنياد از آجرّ « 1 » و گرچ بود آن روزى و كار اين جهانى بود كه به دو رسد از حرام .
اگر بيند كه ديوار بستى يا شهرى يا قلعهاى را ازان نفع بود خاصّه كه از بهر مردم كند ، پس اگر خاصّ از براى خود كرده بود آن نيكى و صلاح بود او را اين جهانى و از دشمن ايمن شدن .
دانيال گفت اگر بيند كه ميان شهر سراى بنياد همى كند ميان مردمان صلح افگند .
باب رؤية البيت اندر ديدن خانه
اگر بيند كه اندر خانهء او صورتها همىكردند ميان او و خاندانش سخنى و جنگى افتد .
هامش
( 1 ) - كذا با تشديد در اصل
( 2 ) - كذا در اصل ، ولى « سارو » ( - ساروج ) درست مىنمايد .