پسر سيرين گفت اگر بيند مردى كه انگشتان او شكسته بودى و يا ناخنانش ، او بيمار گردد .
اگر كسى بيند كه انگشت به دندان همىگرفتى مردى بود كه او را خشمى عظيم باشد .
اگر كسى بيند كه انگشتان دست همىخورد او خواستهء برادرزاده يا خواهر زاده بيابد .
كرمانى گفت انگشتان پاى او بشكست او بميرد يا كسى از نزديكان او بميرد .
پسر سيرين گفت انگشتان پاى خاندان مرد بود ، و هرچ اندرو بينى از نيكى و بدى به خاندان او بازگردد .
باب رؤية الابريق [
a
46 ]
گفت مردى پيش پسر سيرين رفت و گفت چنان ديدم كه از بلبلهاى آب همىخوردم كه او را دو پايه بود ، از يكى آب خوش همىآمد و از يكى آب شور .
پسر سيرين گفت اى مرد از خداى بترس كه ترا زنى است و او خواهرى دارد و تو از پس خواهر او همىمىشوى !
پرسيدندش از مردى كه اندر خواب ديد كه او را بلبلهاى دادند پرنبيذ و او بهرى بخورد صرف و بهرى ممزوج . چون بپرداخت ديگر بار پر كرد . گفت او مردى بود كه خواستهء حارم « 1 » بياود و زن خنياگر .
باب رؤية الازار
ازار زن بود ، از بهر آنك زن به جاى ازار بود .
* * *
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، ظاهرا سهو القلم و « حرام » مراد است .