باب رؤية الاكاف اندر ديدن پالان
پالان زن بود ، تا بىبار بود . اگر بار بر وى نهادى از آلت چهار پاى بود . ازو دست بيابد داشت و حكم از چهارپا كردن .
باب رؤية الاوزّ « 1 » اندر ديدن بط
گفت اگر كسى بيند كه بطى بيافت او خواستهاى بياود .
اگر بيند كه بانگ بط مىشنوى از سراى آن بانگ نوحه [ و ] مصيبت بود .
باب رؤية الآس اندر ديدن مورد
گفت مورد پسر بود .
باب رؤية الاقتضاض اندر ديدن آنك از دخترى دوشيزگى [
b
46 ] ببرد
اگر بيند كه دوشيزگى زنى ببرد اندر آن هفته زنى يا كنيزكى بياود .
هامش
( 1 ) - اصل : الاور ، « اوز » جمع « وز » و « وزة » است .