اگر بيند كه بينىء او بشست اندر دين او نقصانى آيد .
كرمانى گفت بينى جاه و نيكوى است . و عمود بينى يعنى قايمه كه در ميان برداشته است زن بود يا فرزندان .
اگر بيند كه مرو را بينى ببريدند تا بدين جايگاه از بينى كه ياد كرديم و زن او آبستن بود آن مرگ زن بود يا ازان فر [ ز ] ندش .
كرمانى گفت اگر بيند كه عطسهاى فرو آمد يا بينى فرو دميد يا از بينى او جانورى برون آمد يا مرغى او را پسرى آيد بران گوهر كه آن چيز را به دو باز خوانند .
پس اگر بيند كه بينى فرو دميد و چرك از بينى او فر [ و ] د آمد او را پسرى آيد از زنى كه قيمت و گوهر او تا آن حدّ بود كه آن زمين را كه آن چرك بر وى افتاد .
اگر بيند كه چرك بينى « 1 » همىخورد او را از خواستهء پسر روزى بود .
اگر بيند كه روغن بينى باز كرد يا چيزى ديگر او را خشمى رسد كه خداش اندرو بگذارد ، مگر از بيمارىء آردك به دو پديد خواهد آمدن . [
b
45 ]
باب رؤية الاصبع اندر ديدن انگشتان دست و پاى
پسر سيرين گفت انگشتان دست اهل بيت مردند . هرچ اندرو بيند از نيك و بد اندر اهل بيت بود . چون تأويل دست برادر بود ، انگشتان پسر برادر بوند ، و هرچ اندرو بيند از نيك و بد اندر اهل بيت بود ، و تفسير او به پسر برادر بازگردد . پس چون انگشتان را حديث از دست جدا كنيم او را به پنج نماز خوانيم .
تفسير انگشت مهتر نماز بامدادين ، و آنك به دو پيوسته است و او را سبّابه گويند نماز پيشين ، و آنك او را وسطى گويند نماز ديگر ، و آنك او را بنصر خوانند نماز شام ، و آنك او را خنصر خوانند نماز خفتن . و هرچ اندران بينى از افزونى و كمى « 2 » اندر پنج نماز بود .
هامش
( 1 ) - اصل : منى .
( 2 ) - اصل : مكى .