تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1061

مساهمون:

ص١٠٦١
حافظ . نظير : عزت اندر عزلت آمد اى فلان . و رجوع به : از بلا دورى طمع دارى . . . ، شود .
صيد از پى صياد دويدن مزه دارد . * ( صياد پى صيد دويدن عجبى نيست . . . )
نظير :
اين عجب نبود كه ميش از گرگ جست * اين عجب كه ميش دل در گرگ بست .
مولوى . صيد حرم . مصون از تعرض .
صيد را چون اجل آيد پى صياد رود . * ( دل بدان غمزهء خونريز كشد جاميرا . . . )
جامى . رجوع به : اشتر چو هلاك گشت . . . ، شود .
صيد را هيچ حصارى نبود به ز حرم * ( خصم را نيست به از درگه او هيچ پناه . . . )
معزى .
صيد ملخ شيوهء شهباز نيست * ( كار خرد ضربت اين ساز نيست . . . )
خواجو .