نظير : جواب ابلهان آمد خموشى . جواب جاهلان باشد خموشى . جواب احمقان خاموشى است .
از قابوسنامه . السكوت عن الاحمق جوابه .
جواب احمقان خاموشى است . رجوع بفقرهء قبل شود .
جواب است اى برادر اين نه جنگ است * ( . . . كلوخانداز را پاداش سنگ است . )
سعدى .
جواب تركى بتركى . گج . سزاى درشتى و خشونت درشتى و خشنى باشد . نظير :
جوابهاى هوى است . جواب زور را زور ميدهد . كلوخانداز را پاداش سنگ است . رجوع به : با بدان بد باش . . . ، و رجوع به : اترك التروك . . . ، شود .
جواب تلخ ز شيرين مقابل شكر آيد * ( من از تو سير نگردم و گر ترش كنى ابرو . . . )
سعدى
نظير :
بوى پياز از دهن خوبروى * خوبتر آيد كه گل از دست زشت .
سعدى .
جواب تلخ شگفت است از آن لب شيرين * ( بت من از لب شيرين جواب تلخ دهد . . . )
معزى .
جواب جاهلان باشد خموشى . رجوع به : جواب ابلهان . . . ، شود .
جواب خصم به زبان تيغ توان داد نه به سپر سلامتجوئى . از قابوسنامه .
جواب دندانشكن . پاسخى موجه و فاصل .
جواب زور را زور ميدهد . هيچ دليل و برهانى چون قوت و زور قاطع نباشد .
جواب كهتر بر مهتر بود . شيخ ابو سعيد . نقل از اسرار التوحيد . نظير : ديه بر عاقله است .
جواب ناخدا با ناخدا توپ است در دريا . مثل هنديست . رجوع به : جواب تركى . . . ، شود .
جوابهاى هوى است . رجوع به : جواب تركى . . . ، شود .
جواب هم از مهمسازيست . رجوع به : الياس احدى . . . ، شود .
جواب هم جزو كارسازيست . رجوع به : الياس احدى الراحتين شود .
جوانان داناى دانشپذير * سزد گر نشينند بر جاى پير .
فردوسى .
جوانان دانندهء باگهر * نگيرند بىآزمايش هنر .
فردوسى .
جوان ارچه دانا بود باگهر * ابى آزمايش نگيرد هنر
( به فرزند گفت اين جوانى چراست * بنيروى خويش اين گمانى چراست . . .
به دو نيك هرگونه بايد كشيد * ز هر شور و تلخى ببايد چشيد
براهى كه هرگز نرفتى مپوى * بر شاه خيره مبر آبروى . )
فردوسى .
جوان است و جوياى نام آمده است . * ( نبينى كه با گرز سام آمده است . . . )
فردوسى .
بيشتر بمزاح گفته مىشود .
جوان را اگرچه سخن سودمند * ز پيران نكوتر پذيرند پند .
اسدى .
جوان را بود روز پيرى اميد * نگردد سيه موى گشته سپيد .
نظير :
كسى را كجا زندگانى بود * ز خردى اميد جوانى بود .