چيزى كه هميدانى بيهوده چه پرسى * گفتار چه بايد كه همى بينى كردار .
فرخى .
چيزيم نيست ورنه خريدار هر ششم * شهريست پر كرشمه و خوبان ز شش جهت . . . )
حافظ .
نظير : هم خدا را ميخواهد هم خرما را . خربزه ميخواهى يا هندوانه ؟ - هردوانه .
چيست حاصل سوى شراب شدن * اولش شر و آخر آب شدن
( . . . در دل از سور او سرورى نهء * هرچه او داد جز غرورى نه
چون كند عربده ولىشكن است * ور سخاوت كند درو غزن است . )
سنائى . رجوع به : چه خورى چيزى . . . ، شود .
چيست در چشم عقل ناخوشتر * در جهان از گداى كبرآور .
سنائى .
رجوع به : افادهاش بنواب . . . ، شود .
چيست قيمت مردم هرآنچه ميجويند . * ( تو را اگر نفسى هست غير عشق مجوى .
كه . . . )
مولوى . نظير : هرچيز كه اندر پى آنى آنى .
چينهدان كسى را تكاندن . با زيركى و گربزى او را وادار به بيان رازهاى خود كردن .