تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
چيزى كه هميدانى بيهوده چه پرسى * گفتار چه بايد كه همى بينى كردار .
فرخى .
چيزيم نيست ورنه خريدار هر ششم * شهريست پر كرشمه و خوبان ز شش جهت . . . )
حافظ . نظير : هم خدا را ميخواهد هم خرما را . خربزه ميخواهى يا هندوانه ؟ - هردوانه .
چيست حاصل سوى شراب شدن * اولش شر و آخر آب شدن ( . . . در دل از سور او سرورى نهء * هرچه او داد جز غرورى نه چون كند عربده ولىشكن است * ور سخاوت كند درو غزن است . )
سنائى . رجوع به : چه خورى چيزى . . . ، شود .
چيست در چشم عقل ناخوشتر * در جهان از گداى كبرآور .
سنائى . رجوع به : افاده‌اش بنواب . . . ، شود .
چيست قيمت مردم هرآنچه ميجويند . * ( تو را اگر نفسى هست غير عشق مجوى . كه . . . )
مولوى . نظير : هرچيز كه اندر پى آنى آنى . چينه‌دان كسى را تكاندن . با زيركى و گربزى او را وادار به بيان رازهاى خود كردن .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 685 | على اكبر دهخدا