تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
اهل همت را ز ناهموارى گردون چه باك سير انجم را چه غم كاندر زمين جوى و جر است . امير عليشير . رجوع به : همت بلند دار . . . ، شود .

اى آقاى كمر باريك كوچه روشن كن و خانه تاريك

. زنان بمزاح به مردى كه در خانه ترشروئى كند و در بيرون خانه گشاده‌روى و خندان باشد گويند .

اياك اعنى و اسمعى يا جاره

. نظير : در به تو ميگويم ديوار تو بشنو . دختر به تو ميگويم عروس تو گوش كن . سخن را روى با صاحبدلان است . سخن خود را كجا شنيدى آنجا كه سخن ديگران را .

اياكم و ابواب السلاطين

. نقل از العراضه . زينهار از درگاه شاهان دورى گزينيد . رجوع به : احذر مباسطة الملوك . . . ، شود .

اياكم و الظن فانه اكذب الحديث

. حديث . رجوع به : الظن يخطى و يصيب ، شود .

اياكم و العزلة فان العزلة مقارنة الشيطان

. ( . . . و عليكم بالصحبة فان فى الصحبة رضاء الرحمن . ) جنيد بغدادى . نقل از كشف المحجوب . زينهار دورى گزينيد از گوشه‌گيرى و تنهائى چه گوشه‌گيرى نزديكى با ديو باشد و بآميزش با مردمان گرائيد از آنكه در آميزش خوشنودى ايزديست . رجوع به لا رهبانية فى الاسلام ، شود .

اياكم و خضراء الدمن

. تمثل :
لفظ كايد بيدل و جان بر زبان * همچو سبزهء تون بود اى دوستان .
مولوى .
چشم غره شد بخضراى دمن * عقل گويد برمحك ماش‌زن .
مولوى .
دمنهء رفتگان تست اين خاك * سبزهء دمنه را چه دارى باك .
اوحدى .
ناشنيدستى كه پيغمبر چه گفت * من شنيدستم ز من بايد شنيد گفت اياكم و خضراء الدمن * دور از آن پاكى كه اصل آن پليد .
مسعود سعد . نظير : اياك و عقيلة الملح . الناكح غارس فلينظر احدكم اين يضع غرسه . حديث . تخيروا لنطفكم . حديث .

اى اياز آن پوستين را ياد آر .

( از منى بودى منى را واگذار . . . )
مولوى . رجوع به : ان الانسان ليطغى . . . ، شود .
اى برادر خود را ميفكن از ره راست ز چرخ و اختر هر گزنه خير دان و نه شر . ( تو . . . ) مسعود سعد . رجوع به : النجوم حق . . . ، شود .

اى برادر كار طفلان است فرفر داشتن .

( چرخ اگر گردد بفرمانت بر آن هم دل مبند . . . )
قاآنى . فرفر همان بازيچهء طفلان است كه امروز آن را فرفره گويند و در پيش