ه
هاء
- ( اصطلاح ادبى ) بطور مفر « ه » در زبان عرب بر چند وجه است :
1 - ضمير غايب مانند « قالَهُ و صاحِبُه » 2 - حرف غيبت و آن هاء در « اياه » است مانند « ايّاه . ايّاها ، ايّاهما » 3 - هاء سكت و آن ملحق شود به كلمه براى بيان حركت يا حرف آن مانند « ماهية . هاهُناه و وا زيداه » .
4 - هاء مبدله از همزه مانند ماء كه جمع سياه است .
5 - هلة تأنيت مانند « رحمة و نعمة » و « يا ايها الرجل » و « ها » بر سه وجه است اسم فعل و آن بمعنى « خذ » است و روا باشد كه با الف استعمال شود و با كاف خطاب و بدون آن مانند « ها - هاء » بفتح همزه براى مذكر و « هاء » بكسر همزه براى مؤنث و هاؤما و هاؤم و هاؤنَّ » و از اين قبيل است
« هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ »
2 - ضمير مؤنث كه مجرور و منصوب هر دو استعمال شود مانند
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
3 - هاء تنبيه كه داخل بر چهار چيز شود اسماء اشاره مانند « هذا . هاتا .
هولاء » و اى مانند « يا ايها الرجل » كه گفتهاند « ها » نعت است و ضمير مانند « ها انتم أولاء » 3 - نعت كه ملحق « باى » در ندا شود مانند
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
4 - ملحق باسم الله مانند « ها الله » در قسم .
( از مغنى ص 180 ) در پارسى بر چند معنى است و براى چند امر به كار رود 1 - هاء اصلى و آن بود كه كلمه بىآن معنى خويش ندهد و و صلى و آنست كه كلمه را در اصل معنى بدان احتياج نباشد .
2 - هاء لياقت و نسبت كه در اواخر اسمى معنى لياقت دهد مانند « شاهانه .