تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2163

مساهمون:

ص٢١٦٣
آن ولايت ملكوتى است و ولايت صغرى و آن ولايت ناسوتى است . ولايت عظمى خاتم انبياء راست و ولايت كبرى ساير انبياء راست و ولايت وسطى اولياء راست و ولايت صغرى مؤمنان و عارفان راست ، و عبهر لطف و نسرين انس و ريحان فضل خود در روضهء دلهاى دوستان خود برويانيدى ، تا به آن لطائف بسير معارف و اداء وظائف رسيدند ، اگر با بيگانگان و دشمنان همين كردى و همين احسان بودى ، دار الاسلام و دار الكفر يكسان بودى .
قومى بفلك رسيده قومى بمغاك * فرياد ز تهديد تو با ما مشتى خاك ؟
شيخ بو سعيد گويد : هر كه بار از بستان عنايت برگيرد ، بميدان ولايت فرو نهد ، هر كه را چاشت آشنايى دارد ، اميد دايم كه شام آمرزش بوى رساند . « العنايات تهدم الجنايات » شمهء از نسيم بود كه نصيب خاك آدم آمد ، ادبار باقبال بدل گشت و هجران بوصال ، خاكى كه معدن ظلمت بود ، منبع زلال لطائف انوار و مطلع شموس و اقمار انوار گشت
« لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً »
به اين درجه رسيد كه
« وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً »
( از عده ج 5 ص 565 ) . صدرا گويد : ولى كسى است كه كامل و فانى و مضمحل باشد و محو در حق باشد . بعضى گويند « الولى هو العارف بالله » ( از كشاف ص 1258 ) . و اولياء الله مخفى باشند چنان كه فرمودند « لا يعرفهم غيرى الا اوليائى . . . » . بعضى گويند : ولى كسى است كه فانى در حال خود باشد و باقى در مشاهدهء حق و او را از نفس خود اخبارى و با غير حق قرارى نباشد . ابو يزيد گويد : ولى كسى است كه صابر تحت الامر و النهى باشد و ولى كسى است كه مستور باشد و نه مشهور باشد . ( از كشف المحجوب ص 275 - 274 شرح قيصرى ص 44 ) . ميان نبى و ولى عموم و خصوص مطلق است كه هر نبيى ولى هست و هر وليى لازم نيست كه نبى باشد مانند اولياء امت محمد و نبوت برزخ است ميان ولايت و رسالت زيرا نبوت اخبارست از حقايق الهى و دو قسم است يكى اخبار از معرفت ذات و صفات و اسماء و احكام كه مخصوص ولايت است . دوم جمع آن اخبارست با تبليغ احكام شرعيه و بالجمله صوفيان ولى كسى را گويند كه حضرت حق متولى او گشته و از عصيان و مخالفت او را محفوظ دارد تا بنهايت مرتبت فناء جهت عبدانى و بقاء جهت ربانى وصول يابد . مظاهر ولى سه نوعند ولى غير نبى مثل اولياء الله در امت مرحومه و نبى غير ولى و غير رسول مانند انبياء بنى اسرائيل سوم نبى رسول مانند حضرت ابراهيم و . . . اولياء نبايد اظهار كرامت كنند و اگر بىاختيار صادر شود مخفى كنند زيرا كه غيرت مقتضى آنست كه دوستان خود را از هر چه لايق ايشان نيست محفوظ