تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2162

مساهمون:

ص٢١٦٢
دائر بر دادن اختيار تعيين وكيل ظهورى ندارد . بهر حال اطلاق اختيارات وكيل بلكه عموم آن منصرف از اقرار بوده و اقرار وكيل بر ضرر موكل وجها من الوجوه خواه در حضور حاكم باشد يا در خارج اثرى نخواهد داشت . ( كليات حقوقى ص 223 )

وَلاء

- ( اصطلاح فقهى ) بفتح واو در لغت قرب . و دنو است و در مبحث ارث ولاء عتق و ولاء ضامن جزيره و ولاء امامت از وراث‌اند و بالجمله قرابتى حكمى است كه از عتق حاصل شود و آزادكنندهء عبد را ولاء عتاقه گويند و ولاء نعمت گويند و قرابت ولائى را قرابت حكميه گويند و ولاء الموالاة گويند و از آثار آن ارث است و ولاء ضامن جريره آنست كه دو نفر تعهد كنند كه در تمام امور به يكديگر كمك كنند و حتى متعهد شوند كه در حوادث و جرائم هر يك جرائم ديگرى را به عهده گيرند و در نتيجه بعد از مرگ از هم ارث برند . و ولايت نبى و امام ولايت عامه است و اوست كه حق اولويت در تصرف دارد و متصدى امور سفيه ، صغير و مجنون است و « الامام وارث من لا وارث له » ( از كشاف ص 1257 - شرح لمعه ج 2 ص 269 ) .

وِلاء

- بكسر واو متابعت باشد و در شرح متابعت افعال باشد در تطهير به نحوى كه سابق خشك نشود در هوائى معتدل و . . .

وِلايَت

- ( اصطلاح عرفانى و فقهى ) ولايت مشتق از ولى است و در عرفان عبارت از قيام عبد است به حق در مقام فنا از نفس خود و آن بر دو قسم است ولايت عامه كه مشترك است ميان تمام مؤمنان و ولايت خاصه كه مخصوص است بواصلان از ارباب سلوك كه عبارت از فناء عبد است در حق و بقاء اوست به حق . بعضى گويند : ولى كسى است كه فانى از حال خود و باقى در مشاهدهء حق باشد و خود از نفس خود خبر ندارد و با غير حق عهد و قرارى ندارد . ( از نفحات ص 5 ) . قيصرى گويد : باطن نبوت ولايت است و شمولش از نبوت بيش است كه شامل نبوت و ولايت هر دو شود و انبياء خود اوليائند . ( از شرح قيصرى ص 45 ) . اولياء الله معدن اسرار حق‌اند و مطلع بر غيب مكنونند و آنها را ترسى نباشد كه « الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » . ( از حاشيه بر شرح قشريه ص 208 - اصطلاحات شاه ص 102 ) . هجويرى گويد : اساس طريقت تصوف و معرفت جمله بر ولايت بود
« هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ »
. و خداى را دوستانى است كه آنها را بدوستى و ولايت خود مخصوص گردانيد و آنها واليان ملك ويند . ( كشف المحجوب ص 268 ) . « و گفته‌اند سر الولاية افضل من النبوة » ولايت بر چهار قسم است ولايت عظمى و آن ولايت لاهوتيست و ولايت كبرى و آن ولايت جبروتيست و ولايت وسطى و