تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2135

مساهمون:

ص٢١٣٥
وفات باشد وصايت خواهد بود . ( كليات حقوقى ص 218 ) .

وَصْف

- ( اصطلاح ادبى ) در اصطلاح اهل عربيت چند معنى دارد 1 - نعمت و آن تابعى است كه دلالت كند بر معنائى كه در متبوعش مىباشد 2 - صفت مشتق كه مقابل او اسم است كه در منع صرف به كار رود . 3 - صفت معنويه كه اطلاق شود بر معنى قائم به غير و مراد از معنوى مقابل لفظى است و فقها مقابل اصل به كار برند يعنى آنچه تابع شىء باشد و غير منفصل ازو باشد و موجب زيادى نيكويى آن چيز شود 4 - آنچه حمل بر چيزى شود مانند « زيد قائم » 5 - عرض خارج از شىء و محمول بر آن كه مقابل ذات است ، در شرح مصباح است كه هر چيزى ممكن است به پنج امر موصوف شود 1 - آنچه فعل چيزى باشد كه از اسباب موصوفه است مانند « رجل قائم » - آنچه زيور موصوف است مانند « مررت برجل طويل » 3 - آنچه غريزهء موصوف است مانند « ذهاب و قيام » زيرا صفات گاه علاجند و گاه حليه 4 - نسبت مانند « هاشمى بصرى » 5 - آنچه بواسطه « ذو » اسماء اجناس را توصيف كند مانند « ذو مال در مررت برجل ذو مال » و در منطق وصف عنوانى و مفهوم موضوع باشد . وصف مسند اليه گاه براى كاشف از معناى آنست مانند « الجسم الطويل العريض . . . » و گاه وصف مخصوص است كه از اشتراك آن ميكاهد و رافع احتمال است مانند « زيد التاجر عندنا » يا براى مدح و ذم است مانند « جاء نازيد العام او الجاهل » گاه براى تأكيد است مانند « امس الدابر كان يوما عظيما » كه داير بمعنى امس است ( از موافقات ج 3 ص 21 - مختصر المعانى ص 36 - كشاف ص 1494 1375 - 1489 ) .

وَصْل

- ( اصطلاح ادبى و عرفانى ) در نزد قراء عدم فصل است و عدم وقف است و همزه وصل در درج كلام ساقط شود و نزه اهل قوافى « راء با يا يا الف » باشد بعد از روى و يا حرفى باشد كه بىفاصله به روى پيوندد و روى سبب آن متحرك شود ، سعدى گويد :
خوش بود يارى و بارى بر كنار سبزه‌زارى * مهربانان روى وهم وز حسودان بر كنارى .
« يا » حرف وصل است و بسبب آن روى كه « راء » است متحرك شده است و مانند « جهانى ، زمانى ، فريادم ، نهادم » و الف اطلاق مثل حرف وصل است مانند « چمنا » و نداء مانند « پسرا ، دلبرا » ( از كشاف ص 1503 دره ص 70 ) در معانى بيان ، وصل ، عطف بعضى از جمل بر بعضى ديگر باشد ، و فصل ترك آن عطف است از باب تقابل عدم و ملكه پس هرگاه در سخن چند جمله باشد يكى پس از ديگرى يا دو جمله باشد يكى بعد از ديگر ، جمله اول دو صورت دارد يا آن را محلى از اعراب هست يا نه و بر فرض اول اگر منظور از ايراد جمله دوم اشتراك