هو مجموع شخص واحد له وحدة طبيعية و ليست وحدته كوحدة الأشياء المتغايرة لان بين اجزاء العالم علاقة ذاتية لانها حاصلة على ترتيب العلى و المعلولى » ( از اسفار ج 3 ص 226 و رجوع شود به ج 3 ص 71 ، 100 - شفا ج 2 ص 645 ، 595 ، 636 - قبسات ص 166 ) .
و در نجوم كمروميان صورت جوزا و يا جبار را گويند و نطاق و جوزاى هم نامند .
رجوع به نطاق شود .
پارهء از تركيبات در معنى فلسفى كلامى .
نِظامِ جُمَلى نِظامِ خَيْر
رجوع به نظام شود .
نظام ربانى
- مراد از نظام ربانى عالم علم حق و مرتبت اسماء و صفات الهى است .
( ش ص 171 ) .
نِظامِ كِيانى
- مراد عالم كون است رجوع بنظام شود .
نَظّاميَّه
- ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از معتزلهاند اصحاب ابراهيم بن سيار نظامند وى از شياطين قدريه بود كه كتب فلاسفه را بخواند و سخنان آنان را با گفتارهاى معتزله بياميخت آنان گويند خداى متعال نتواند در دنيا خلاف مصلحت بندگان كارى كند و فقط در آخرت تواند ثواب دهد و تواند عقاب كند ( از كشاف 1429 ) و گويند اعراض اجسامند و جوهر مركب از اعراض .
نَظَر
- ( اصطلاح منطقى عرفانى ) نظر نزد منطقيان عبارت از فكر است ، قاضى باقلانى گويد : نظر فكر است كه بواسطهء آن طلب علم شود .
امام رازى گويد : نظر ترتيب امور تصديقى است براى نيل به تصديقات ( از كشاف ص 1386 ) .
بنزد عارفان توجه و دقت در امور و حقايق موجودات است و نيز توجه الهى است بر سالك راه حق و توجه بنده است به حق .
انصارى گويد : نظر دو است : نظر انسانى و نظر رحمانى ، نظر انسانى آن است كه تو به خود نگرى و نظر رحمانى آن است كه حق به تو نگرد و تا نظر انسانى از تو رخت بر ندارد ، نظر رحمانى بدلت نزول نكند .
اى مسكين چه نگرى به اين طاعت آلودهء خويش و آن را بدرگاه بىنيازى او چه وزنى نهى ؟ خبر ندارى كه اعمال همهء صديقان زمين و طاعات همهء قدسيان آسمان اگر چه كنى ، در ميزان جلال ذو - الجلال به پشهء نسنجند .
اى يادگار جانها ، و اى ياد داشته دلها و ياد كردهء زبانها ، بفضل خود ما را ياد كن و به ياد لطفى ما را شاد كن . اى قائم به ياد خويش ، ازو به او نگر ، نه از خود به او ، ديدار دوست جان را آئين است ، بذل جان بر اميد ديدار شريعت دوستى دين .
بر آتش عشق ، جان همى عود كنم * جان بندهء تو نه من همى جود كنم