تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1925

مساهمون:

ص١٩٢٥
دسته گوراگياس كه اعراب آن را « غراب الخطيب » ناميده‌اند كه براى شاگردانش رساله‌اى در صنعت خطابت نگاشت و بعد از وى شاگردش « لوسياس » از مشهورترين خطباى آتن است . شكاكان شكاكان كه دسته‌اى از مردم متفلسف يونان بودند در سالهاى 470 - 490 ق م ميزيسته‌اند با ايجاد شك و ترديد در عقايد عاميانه و بويژه مسائل فلسفى و افكار و اصول معمولى نيز من غير مستقيم خدمات ارزنده‌اى به منطق كرده‌اند گر چه ظاهر كار و بيانات آنان سراسر مخالف اصول و قواعد منطق و روش معمول بوده است . زيرا ميدانيم كه بسيارى از مسائل و حقايق در طى بحث و نقض ورد افكار و برخوردها و تضادهاى ميان افكار و عقايد بوجود مىآيد . در محل خود گفته شده است كه بعضى گمان كرده‌اند كه شكاكان همان سو - فسطائيان‌اند و نيز در محل خود محقق شده است كه روش شكاكان با سوفسطائيان كاملا متباين است و حتى از لحاظ زمانى هم مقارن نبوده‌اند ميدانيم كه سوفسطائيان بدون روش و طريق مسائل را مورد شك و افكار و ترديد قرار ميدادند از زعماى بزرگ اين مكتب « برون » است ( 365 - 375 ) كه مؤسس مذهب لا ادريه است كه منكر علم و يقين بود گويند وى يكى از پيروان دمكريت است . وى گويد : هر قضيه بطور متساوى دو طرف دارد يكى ايجاب و ديگرى سلب و حكمت در توقف است نه حكم بايجاب و نه سلب . اين گونه افكار و آراء در مكاتب فلسفى ديگر نيز پديد آمده است و از جمله مشابه اين افكار در مكتب افلاطون ديده مىشود و بالجمله با آنكه تاريخ قطعى اين مكاتب بدرستى معلوم نيست در طى مباحث عقلى فكرى چه قبل از ميلاد چه بعد از آن افكار و عقايدى مبنى بر شك و ترديد در واقعيات پديد آمده است كه بعضى را بعدها شك دستورى گفته‌اند و بعضى را لا ادرى و بعضى را عنادى و جز آن . آنان براى توجيه شك خود دلائلى دارند از جمله 1 - اختلاف اعضاء و حواس در انسان و حيوان و آنكه هر يك را حاسه خاص است . 2 - اختلاف مردم از لحاظ بنيه جسمانى كه موجب اختلاف در ادراك و حواس آنها است . 3 - حواس و ادراكات در مقابل شىء واحد متعارض است . 4 - ادراك واحد باختلاف حالاتى كه عارض بر آنان مىشود متفاوت است 5 - اشياء باختلاف مسافات و امكنه و اوضاع نسبت بادراك انسانها متفاوت است . 6 - هر شيئى را نسبتى است هم به نسبت باشياء مدركه و هم نسبت به شخص مدرك و دلائلى ديگر . سقراط ميدانيم كه قبل از « سقراط » حكماء و فلاسفهء بودند مانند « طالس » و « پتاكورس » « يارمنيد » ، « هراكليت » و « زنون » و